فريدون بن احمد سپهسالار

157

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

باشند ، « الملوك حكام على الناس و العلماء حكام على الملوك » پادشاه گفت كه : آن‌چنان عالم عامل كجاست ؟ گفت : آنكه در تختگاه بلخست ، خدمت جلال الدين حسين خطيبى ، كه او از فرزندان صديق اكبرست ، رضى اللّه عنه و دار الاسلام شدن خراسان من اول الحال به بركت جهاد و فتح كردن اجداد اوست و در جميع فنون انگشت‌نماى علماى عالم و كبراى بنىآدمست و هنوز تازه‌جوانست و در سن سى سالگى بسى رياضت و مجاهدات كرده ، گوى تقوى از فرشتگان ملاء اعلى مىربايد و گويند جلال الدين حسين پيوسته از عزوبت خود متردد خاطر بودى و از مكايد شر الناس انديشه كردى و گفتى كه : در جميع احكام دين و سنن احمدى صلى اللّه عليه و سلم هيچ نوع دقيقه از من فوت نشده است و اصلا در كار شرع تكاسل و تهاون نكرده‌ام و به قوت و عصمت ايزدى از جميع كبائر معصوم بوده‌ام و از متابعت نبوى صلوات اللّه و سلامه عليه قدمى بىوفا پيش ننهاده‌ام ، به غير از سنت نكاح ، كه در طلب آن رغبت ننمودم . همانا كه همان شب حضرت سلطان المرسلين و حبيب رب العالمين محمد امين را صلى اللّه عليه و سلم بخواب ديد كه : دختر پادشاه خراسان را خطبه كن . همچنان بتقدير الهى همان شب پادشاه و هم وزير و هم ملكهء جهان در خواب حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم را بديدند كه : ملكهء جهان را بحسين خطيبى نكاح كردم . بعد از اين اين مذكوره از آن اوست ، « نعم الختن و العروس » . بيت بادا مبارك در جهان سور و عروسيهاى ما * سور و عروسى را خدا ببريده بر بالاى ما